در ادامه مطالبی که چندی پیش در مورد اختلافات شریعتی و مطهری ایراد شد مقاله «من متهم میكنم» از آقای حیدری در باب اختلافات روحانیت با شخص دکتر شریعتی و برخی از خصومت های شخصی که باعث برخی از جهت گیری ها می شود را انتشار دادم همچنین در آخر چند مقاله در همین باب و عکس نامه آقای مطهری به آقای خمینی در مورد شریعتی و نامه دکتر بازرگان که در مقاله آمده است و ضمناً مقاله ای در مورد شهادت دکتر شریعتی به نقل یکی از نزدیکان ایشان را گذاشته ام که می توانید مطالعه نمایید
محمد حیدری : «كوچكترین گناه این مرد بدنام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاههای ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد [و] مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشتهاند.»…«و خدا میداند كه اگر خداوند نبود از باب «ویمكرون و یمكر الله و الله خیر الماكرین» در كمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام میآورد.»
این سخنان، قضاوت آیتالله مرتضی مطهری در آستانه انقلاب 1357 و در نامهای خصوصی به آیتالله خمینی درباره دكتر علی شریعتی است. او چنان از شریعتی برآشفته بود كه حتی از آن را تدبیر خداوند مینامید.(متن كامل نامه را در شیخ شهید- انتشارات صدرا- صص39-46 ببینید) اما مگر شریعتی چه كرد كه علاوه بر روحانیون سنتی، دشمنی روحانیان نوگرا را هم بهجان خرید؟ (ادامه…)