نوشته های برچسب خورده با ‘عزت الله سحابی’

داستان نهضت آزادی و استبداد

2010/01/16

بنام خدا

نهضت آزادی ایران، ۴۸ سال پس از تأسیس، به دلیل فشارهای مستمر حاکمیت، بویژه وزارت اطلاعات، با بازداشت دبیر کل و برخی از اعضای فعال آن، در اوايل دی ماه جاری اجباراً متوقف گردید. پیش از این نیز در دوران شاه، این جمعیت به علت اعتراض به انقلاب سفید، با دستگیری رهبران، اجباراً تعطیل شده بود.

منظور از این نوشته، اشاره‌ای به تاریخ نهضت آزادی ایران برای آشنائی جوانان و یادآوری سرگذشت آن برای هموطنان است، باشد دربررسی عملکرد و استقامت آن در برابر استبداد درس‌هائی برای آینده باشد.

نهضت آزادی ایران در سال ۱۳۴۰ بوسیله مهندس بازرگان، دکتر سحابی و آیت الله طالقانی پایه‌گذاری شد. هدف از تأسیس این جمعیت، مبارزه با استبداد و کسب آزادی‌های اساسی مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی و اسلامی بود. سابقه فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و اسلامی پایه گذاران این گروه به سال های ۱۳۲۰ و جریان نهضت ملی ایران در زمان مرحوم دکتر مصدق می‌رسید. (ادامه…)

آیا کمی تامل نباید؟

2010/01/08

بعد از آنکه مقاله استاد بزرگ آقای حسن یوسفی اشکوری را خواندم و حرفهای بسیاری ازدوستان خارج از کشور و داخل را شنیدم تنها و تنها به این موضوع عمیق شدم که آیا نباید کمی بیشتر تامل کرد، نباید کمی صبر کرد، نباید لحظه ای ایستاد و دید برای رسیدن به هدف در حال از دست دادن چه چیز هایی هستیم باور کنید که خیلی از کسانی که امروز سکوت کرده اند و آهسته آهسته گام بر می دارند بسیار و بسیار ابوذر انقلابی را می شناسند بسیار آگاهند که علی لحظه سکوت نمی کرد و ثانیه حاظر نبود که مماشات کند ولی آیا امروز نباید کمی بیشتر تامل کرد؟

بسیاری از دوستانی که در خارج از ایران زندگی می کنند و بامن  سخن می گفتند من را خائن و طرفدار حکومت می خواندند و از اینکه چرا فریاد نمی زنم و از کشته شدن هموطنانم کفن پوش به خیابان ها نمی آیم و خود را مقابل گلوله قرار نمی دهم شکایت می کنند ولی آنان چه می دانستند که ما همگان از دیدن دوستانی که در مقابل چشمانمان پرپر می شوند چه میکشیم چه می دانستند زمانی که پیکر خونین برادر شهیدمان را بر دوش می کشیم حتی گریه نمی توانیم بکنیم این بغضی که گلوی ما را سخت می فشارد بیشتر از آنکه مرا انقلابی تر کند متفکر تر می کند امروز بیشتر احساس می نمایم باید آرام آرام جلو رفت نباید خیلی رادیکال بود نباید خیلی ساختار شکنی کرد به قول آقای سحابی این دولت باید برود حکومت هم باید برود ولی آهسته آهسته و آرام آرام

نقل است که آقای سنجابی بسیار انسان متعادلی بودند و بسیار با دانشجویانی که تندروی می کردند برخورد می کردند حال باید دید چه شده است که همه روشنفکران و بزرگان سیاسی و اجتماعی این کشور مردم را به عدم خشونت تبلیغ می نمایند شاید باید بیشتر تامل کرد

امروز بسیاری از دوستان که داغ استبداد را بر سینه دارند کسانی را که مردم را به تعادل دعوت می نمایند را خائن می نامند و عجیبا که دولتیان نیز آنان را محارب و… می خوانند

دوستان عزیز به یاد داشته باشید که عاقبت انقلابیون چی شد ! به یاد داشته باشید که سر گذشته آقای خلخالی (که تند رو تر از او را من نمی شناسم) چه شد فراموش نکنید که این تندروی ها باعث انقلاب فرهنگی شد این تند روی ها به گروگان گیری سفارت آمریکا منجر شد و بسیاری اتفاقات نا خرسند که ایران را امروز در این بحران بزرگ قرار داده است

امروزهمین خشونتی که هرگز آن را نباید به مردمی که تنها برای یک راهپیمایی ساده در روز عاشورا به خیابان آمده بودند و چنین وحشیانه مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی  قرار گرفته اند نسبت داد باعث شده است که چند تن از همین هموطنان عزیز در معرض اعدام قرارگیرند نباید ساکت بود و نمی شود که ساکت بود ولی نباید بدون اندیشه حرکت کرد

به قول آقای سحابی تحمل کردن و آهسته حرکت کردن و پیشرفت تدریجی از گلوله خوردن سخت تر است

بیاییم به جای اینکه همدیگر را محاکمه کنیم و برای یکدیگر نامه بنگاریم و بی دلیل انقلابی شویم کمی بیشتر تامل کنیم

امروز فقط و فقط باید به این جمله شریعتی که آقای اشکوری در مقاله خود به آن اشاره کردند فکر کرد

«شریعتی می گفت در تحولات اجتماعی نباید دنبال « کوتاه ترین راه » بود بلکه « مطمئن ترین راه » مطلوب است، هر چند طولانی باشد. خصلت مبارزات دموکراتیک چنین است.»


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.