در ابتدا با نهایت تاسف در گذشت آقای دکتر مسعودعلیمحمدی را به خانواده ایشان و تمام اساتید دانشگاه و مردم عزیز ایران تسلیت عرض می نمایم
بعد از ترور استاد دانشگاه ایران خبر های ضد و نقیضی از عاملان و مسببین این حادثه در اختیار مردم قرار گرفته است که شاید در کنار هم قرار دادن این اخبار کمی قابل توجه باشد
ابتدا سخن گوی وزیر امور خارجه و برخی از خبر گزاری های رسمی ایران اعلام نمودند که آقای علیمحمدی دانشمند ارشد هسته ای بوده است و در مقابل سایت های آفتاب و اطلاع رسانی دولت این مهم را رد کردند و اعلام نمودند «به نظر میرسد که وی دانشمند هستهای نبوده و در فیزیک شاخهی ذرات بنیادی تحقیقات علمی میکرده است. « و «همچنین برخی شایعات مربوط به رابطه استخدامی ایشان با سازمان انرژی اتمی ایران قویا تکذیب می گردد» از طرفی سایت برنا با ارائه مستنداتی سعی در متهم نمودن وزارت اطلاعات اسراییل موساد نموده است و خبر گزاری مهر این قضیه را از قول آقای مهمان پرست به آمریکا و اسراییل نسبت داده است و با اظهار نظری عجیب به جای ابراز تاسف از حذف چنین چهره های بزرگی از کشور و غیر قابل جبران بودن این مهم گفته است:« اینگونه اقدامات تروریستی و حذف ظاهری دانشمندان کشور به طور قطع فرآیند علمی و تکنولوژی را مانع نشده بلکه آن را سرعت خواهد بخشید»
از طرفی سایت برنا در خبری دیگر اعلام کرده که آقای علی محمدی هفته گذشته به دلیل وقایع پس از انتخابات وی از نمایندگان تشکل های دانشجویی در خواست تشکیل جلسه ای داد و اولین جمله وی در این جلسه این بود که «ما به عنوان کسانی که به نظام و انقلاب معتقد هستیم، فعالیت می کنیم و تلاش ما بایدبر طرف کردن اختلافات باشد».
از همه این اخبار گذشته نامه دوست صمیمی او آقای احمد شیرزاد بسیار تکان دهنده و قابل تامل است نامه ای که شاید آخرین پازل جورچین ترور باشد آقای احمد شیرزاد درباره وی می گوید:»زمینههای کاری و پژوهشی اش همان طور که گفتم بسیار متنوع بود اما به یاد نداردم در زمینه های مرتبط با هسته ای کار پژوهشی کرده باشد. البته او هم مثل همه ی ما از مبانی مسایل هسته ای سر در می آورد و می توانست اظهار نظر کند، اما به معنای کسی که کار پژوهشی هستهای کرده باشد نمیتوان او را دانشمند هستهای نامید.
در این یکی دو ساله اخیر افکار و نظراتش بسیار به جنبش اصلاحی نزدیک شده بود. در یکی دو انتخابات آخر قبل از انتخابات ریاست جمهوری به لیست اصلاحطلبان رای داده بود و برای آن هم تبلیغ میکرد. در انتخابات اخیر نیز به طور جدی از کاندیدای اصلاحطلبان حمایت می کرد. در آن دورههایی که انتقال پیامها از طریق ارسال پیامک رایج بود خیلی وقتها پیامکهای جالبی که دستش می رسید را برای من نیز ارسال می کرد. یادم هست برایم تعریف کرده بود که در راهپیمایی 25 خرداد از صبح روایت های مختلفی در مورد برقراری یا عدم برقراری راهپیمایی از سوی اصلاحطلبان پخش میشد. او تعریف می کرد که دانشجویان گروه فیزیک دانشگاه تهران مکرر به وی مراجعه می کردند و سوال می کردند تکلیف چیست. دست آخر مسعود به آنها گفته بود: بالاخره نفهمیدم تکلیف چیست ولی در هر صورت من به راهپیمایی می روم. می گفت این را که گفتم با شلیک شادی دانشجویان مواجه شدم، انگار دنیا را به آنها داده بودند. روشن است که خوشحالی آنها از آن بوده که استاد محبوبشان نیز با آن ها همراه است.»
همچنین بیانیه ای از طرف شاگردان ایشان و فایلی صوتی از سخنرانی اخیر ایشان در مورد اتفاقات پس از انتخابات و راههای برون رفت از این بحران توسط شاگردان ایشان منتشر شده است لازم به ذکر است که استاد مرحوم اولین کسی بوده است که به سرکوب و رفتار با دانشجویان در کوی دانشگاه اعتراض نموده و طی نامه ای که به امضاء تنی چند از اساتید دیگر دانشگاه رسیده بود از ریاست دانشگاه خواستار پی گیری موضوع شده بود
و در بیانیه هیئت دولت در آخرین سطور آمده است که:»دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي كشور با استفاده از تمامي امكانات خود و به صورت گسترده در تلاش هستند تا ضمن شناسايي و بازداشت عامل و عاملان اين جنايت، حاميان خارجي آنان را در نزد افكار عمومي جهان رسوا كنند.«
فکر نمی کنم چندان نیاز به توضیح و تفسیر باشد و چندان هوش بلند پروازانه ای نمی خواهد تا بفهمد که چه شده است.و تنها باید تاسف خورد برای جاهلانی که حتی نمی دانند فرق فیزیک هسته ای با فیزیک ذرات بنیادی چیست. جاهلانی که خون مردم بی دفاع و اندیشمند ایران را بر سنگ فرش خیابانها نقاشی می کنند و آیا می دانند آینده برای آنان چه تدبیر کرده است امروز عاقبت روزی است که جاهلانی چون علم الهدی آن را آفریده اند به فرض و به فرض محال که گروه های تروریستی و اطلاعاتی آمریکا و اسراییل مسبب حادثه باشند به فرض که منافقین دست در گرو کار داشتند ولی چه کسی آنان را به جنگ تشویق نمود؟ چه کسی بر بالای منبر فریاد کرد که ای مردم جنگ است!! جنگ
و سوال آخرم این است که اگر آمریکا و اسراییل نبودند چه کسی منسوب به این کینه ورزی ها و جنایت ها می شد؟؟؟