نوشته های برچسب خورده با ‘اعدام’

مهندس موسوی و مهدی کروبی اعدام های اخیر را محکوم کردند

2010/01/30

به گزارش سحام نیوز در دیدار امروز کروبی و موسویاین دوچهره سیاسی به انتقاد از اعدام دو شهروند ایرانی و سخنان گهر بار امام جمعه تهران پرداختند و مردم را به تظاهرات در روز 22 بهمن دعوت نمودند متن پیام به شرح زیر است

مهدی کروبی و میرحسین موسوی ضمن اعتراض به تداوم وضعیت موجود نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نیز ابراز تاسف کردند . در این دیدار که صبح شنبه در منزل مهدی کروبی برگزار شد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند . موسوی و کروبی با اشاره به پرونده کسانی که اعدام شدند گفتند : ” به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است . به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است .”

موسوی و کروبی تاکید کردند :” بازداشت های گسترده فعالان سیاسی ، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد . ”

کروبی و موسوی با اشاره به خطبه های احمد جنتی در نماز جمعه این هفته ضمن ابراز تاسف از بیان چنین مسائلی از زبان امام جمعه موقت تهران گفتند : “متاسفانه به جای آنکه از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده شود خطیب نماز جمعه با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا به وجود نمی آمد ، مسئولان را به برخورد و کشتار مردم و ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند . و این جای بسی تاسف است که تریبون نماز جمعه به جایگاهی برای تشویق به خشونت گرایی و ترغیب مسئولان برای اعدام شهروندان تبدیل شده است . ”

موسوی و کروبی تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات ، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانستند و تاکید کردند : “اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای اکثریت مردم شنیده نمی شود . ” کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایرات است دانستند و افزودند : ” به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد .”

کروبی و موسوی تاکید کردند : “اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است .”

گفتنی است کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند .

نامه سرگشاده جبهه مشارکت ایران اسلامی به صادق لاریجانی

2010/01/30

اولین موضع گیری یکی از احزاب ایران به اعدام دو تن از کشته شدگان پنج شنبه که باعث بهت و دل سردی همگان شده است بسیار قابل تامل و ارزشمند است امید است که دیگر احزاب و بزرگان نیز از کشته شدن دو شخص به اتهام واهی و پوچ ابراز انزجار نمایند و این عمل را محکوم کنند و حداقل برای اعتراض به این عمل حرکتی ارام و اعتراضی صورت گیرد
اصل این نامه بدین شرح است :

سئوالات جبهه مشارکت از رئیس دستگاه قضا

جناب آقای لاريجانی
رييس محترم قوه قضاییه
با سلام
خبر اعدام 2 تن از زندانيان با اتهام محاربه موجی از حيرت و تعجب در ميان شهروندان ايرانی را برانگِیخت و در زمانی که فضای سياسی ملتهب کشور اميدوار به زدودن ابرهای تيره نفرت و کينه می شد اين اقدام شائبه اثرپذيری دستگاه قضا را از تندروانی که ثابت کرده اند به هيج وجه خواهان آرامش فضای سياسی کشور نيستند، تقويت کرد.
دستگاه قضا که به خاطر رفتارهای شبهه ناک و غیر قانونی خود در برخورد با نيروهای سياسی خوشنام و خدوم که به ناحق و ظالمانه پس از انتخابات اخير بازداشت و زندانی شده اند سخت در مظان اتهام سياسی کاری و خروج از دايره عدل و انصاف قرار گرفته است اينک با صدور احکام شبهه ناک اعدام برای 9 تن و اجرای عجولانه آن برای2 تن دیگر بيش از پيش مورد سوال واقع خواهد شد. (ادامه…)

امروز سکوت کردن جنایت است..

2010/01/29

داستایوسکی می گوید: اگر کسی در اتاقی کشته شود و شخص دیگری در اتاق کناری آن خواب باشد آن شخص خواب آلود نیز شریک قتل است

و ابوذر غفاری مسلمان بی سواد پیامبر می گوید : در عجبم از مسلمانی که شب گشنه می خوابد و صبح بر روی همسایه اش شمشیر نمی کشد

این دو جمله بسیار تکان دهنده و تاثیر گذار است هر دو جمله نقش مردم را در رویدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه نشان می دهد و برای گشنه بودن کسی را مقصر می داند که کنار او است خاموش است بر ظلمی که جامعه می رود امروز در جامعه ما و در ایران عزیز جوانان این کشور در حال ذبح شدن و شکنجه شدن هستند آن هم برای حق مسلم و قانونیشان امروز جامعه ایران سراسر پر از درد خفقان است من در حیرتم که چرا عده ای ساکت و خاموش شده اند و به کنجی خزیده اند و دم فرو بسته اند امروز سکوت کردند جنایت است

فریادامروز هر کس که در مقابل کشته شدن جوانان این مرز و بوم ساکت باشد فردا چگونه می تواند بر روی مادران آن جوانان و به چشم بچه ها و نوه ها و… اش نگاه کند شرم سار نباشد امروز هر کس که سکوت کند خائن است

امروز آیت الله منتظری از میان ما رفته است مردی که عسوه مقاومت و مردانگی است مردی که لحظه ای ایمان و باور خود را به ظلم وجنایت نفروخت و در میان جاه و قدرت و … فریاد کرد و سکوت نکرد آیت الله منظری معلم هر انسانی است که امروز جامعه اش در خفقان و در حال جنایت است او حقیقت را به مصلحت نفروخت او برای حفظ نظام سکوت نکرد او از آینده خویش نهراسید و لب به سخن گشود سالها در حصر خانگی زیست باز دم فرو نبست تا به من تو چیزی بیاموزد؛ بیاموزد که نباید ساکت بود

امروز بزرگترین گناه و بزرگترین معصیت کفر نیست ابوذر غفاری زمانی که دمی بعد از وفات پیامبر، او را جعل می کردند فریاد کرد و از مسلمانی متحیر بود! امروز سکوت کردن گناهش از تکفیر خداوند سنگین تر است

مگر انسانیست چیست مگر آدم بودن کدام است مگر روشنفکر بودن کدام یک از اشعار سنگین شریعتی ها و شاملو هاست که تفسیرش آنقدر طولانی شده است مسلمان بودن را که ابوذر فریاد کرده است آیا زجه های مادران را بر مقابل درهای بلند زندان ها نشنیدید آیا ندای الله اکبر هموطنت را بر بام خانه های همسایه ات را نشنیدی ؟ کدامین صدا تورا چنین مسخ کرده است که نوای الله اکبر را نوای دشمن خدا می دانی آیا وقت آن نرسیده است که برخیزی؟
چندی پیش با کسی که تحصیلاتی آکادمیکی داشت!! به گفت و گو نشسته بودم و از اتفاقات بعد از انتخابات سخن می گفتیم فردی بود که سال ها جنگیده بود و علاقه وافری به نظام ایران داشت من برای او از در و دیوار از بالا و پایین می گفتم و او همچیز را منکر می شد برایش عکس آوردم مقاله و… همه را دروغ می پنداشت و می گفت کار بی بی سی !!و… است برایش چند فیلم از تظاهرات و کشتار مردم آوردم به هیچ عنوان حاظر نشد فیلم ها را ببنید و می گفت در استودیو ساخته شده است و در آخر که خیلی عصبی شده بود گفت اگر حقیقت آنچیزی است که تو می گویی حقیقت را نمی خواهم بدانم!!
این جمله اش چون آوری بر سر من خراب شد و من متعجب و بهت زده برای همیشه ترکش کردم

ولی آیا وقت آن نرسیده است که حقیقت را بدانیم؟

امروز 2 نفر به جرم محارب و با دروغ هایی خنده دار و سهمناک به مانند بزدلان در اختفای کامل اعدام شدند و 9نفر از مردم این کشور که تا دیروز هر روز در معابر و در حین کار و در هزاران هزار جای این شهر او را می دیدی فردا به جرم مبارزه با خدا و پیامبر اعدام می شوند و دردا بر مسلمانی که سکوت کند دردا بر یهودی که ساکت بماند دردا بر کسی که نام مسیح را بر زبان می آورد و شکنجه های او را فرامومش می کند و شرم بر انسانی که کشته شدن هموطنش را ببنید وهیچ نگوید و مصلحت امروز و فردا را به پوچ ترین و بی اهمیت ترین دلایل به فروشد

امروز انسانیت به خطر افتاده است امروز ایران در خطر افتاده است مگر خداوند نمی گوید اگر انسانی کشته شود به مانند این است که همه آدمیان در روی زمین کشته شده اند خون هموطنانتان را بر در و دیوار شهر دیده اید سرهای بالای دار عزیزانمان را بر بالای دارهای بلند دیده ایم این است آدمیت؟ و آیا جایز است سکوت از بحر قضا و ترس و … و…

این همه درس و کسب علم و دانش و تقوا و هنر و….. برای چه بود برای تدریس در آموزشگاه ها و دانشگاه ها و ارائه هنر و….. یا برای بردن به زیر مشتی خاک این همه ندای فلسفه و دانش کجا رفت آقایان دانش پژوه و اساتید و …. پس کی باید به دانشجویتان درس بدهید و اصلا چگونه می توانید درس بدهید اقایان هنرمند پس کجا رفت آن روحیه انقلابی و آن فریاد های برادر برادر کجا رفت ناله های شبانه عارفانه کجا رفت درس های میرزا ها و درویش ها این است تزکیه نفس ها و الله مدد ها و علی مدد ها

آقای قمشه ای مولانا و حلاج و حافظ و فردوسی و سعدی فقط از گل و بلبل و نغمه مستانه و شراب و… گفتند، نگفتند وقتی کسی بی گناه خونش بر زمین میریزد چه باید گفت؟ این سکوت مرگبار را از حلاج آموختی یا از بایزید یا از مولانا؟

امروز ساکت ماندن و دم فرو بستن کم از تایید این جنایت های ددمنشانه نیست مگر حسین در صحرای کربلا فریاد نکرد اگر دین ندارید آزاده باشید به الله قسم سکوت کردن نه رسم آدمیت است و نه رسم دین داری

بسیاری از بزرگان این مرز و بوم ساکت مانده اند بسیاری از روشنفکران و فلاسفه این دیار به کنج خانه های خود خزیده اند و دست در گوش هایشان کرده اند مشغول خواندن اسفار و کشف و الاسرار هستند بسیاری از استادان این خاک هر روز بر کلاس های درس، از نبود دانشجو های معترضشان گلویشان سخت می گیرد و هر بار که میایند چیزی بگویند، ولی دم فرو می بندند و …

چند نفر باید کشته شود؟ چند ایرانی باید محارب شود؟ تا همگان برخیزیم؟ آیا تا بچه ها و عزیزان ما به دام استبداد اسیر نشوند و ناخن هایشان کشیده نشود چیزی نخواهیم گفت؟ آیا این رسم آدمیت است که در مقابل ظلم این چنین خاموش و سر فرو خورده و آرام باشیم و از ترس قطع لقمه نانی به خون برادران و خواهرانمان معامله سکوت نماییم

ای دین داران، خدای را از میان مردم ربوده اند ای آدمیان، انسانیت را از میان جامعه دزدیده اند برخیزید و نگذارید که جوانه های این مملکت در آتش قدرت طلبی عده ای بسوزد و خشک شود سکوت کردن شرط آدمیت نیست شرط مسئولیت و امانت داری نیست این روزگار نیز بگذرد و بازی روزگار حکایت ها دارد و سیب به میان آسمان بسیار چرخ می خورد سکوت چندان راهگشای طریق نیست
ای کسی که صدایی گنگ و مهربان که بعد از آبکشیدن داهنش آرام به گوشهایت نجوا می کند و آنچنان تو را مسخ کرده است که حقیقت را نمی بینی یا حقیقت را می بینی و به مصلحتی انکار می کنی یا امروز از آن که حقیقت را بدانی ترسانی یا از اینکه حقیقت را می دانی می ترسی یا و یا و یا و یا…. این را بدان که سکوت امروز شاید کلام فردایت را خراب کند
برخیزید و بلند شوید و در مقابل کشته شدن جوانان این کشور به جرم هایی که خودشان از قرائت آن حیرت زده می شوند دم فرو نبندید که سکوت امروز بسیار سهمگین و غیر قابل شکست است

چه نیک شریعتی می گوید : وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی، هر جا که میخواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست

دور جدیدی از اعدام ها آغاز شد….

2010/01/28

سحر گاه امروز 2 تن از کسانی که به آنان برچسب محارب و بر انداز زده شده بود به نام های محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به صورت مخفیانه و بدون اطلاع وکیل و خانواده اشان اعدام شدند این در حالی است که تمام خبر گزاری ها به این موضوع پر اهمیت چندان پر رنگ نپرداخته اند و اغلب در حاشیه به آن اشاره کردند حتی وب سایت های مخالفین دولت نیز این موضوع را چندان بررسی و نقد نکردند و این در حالی است که به نقل از خبر گزاری جرس این دو تن پیش از رویدادهای 22 خرداد بازداشت شده بودند و احکام آنان به قول خود این آقایان در پي اغتشاشات و اقدامات ضدانقلابي و ساختارشكنانه ماه‌هاي اخير به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي تهران به اتهامات تعدادي از متهمان رسيدگي و 11 نفر را به اعدام محكوم كردند. و دو نفر از محکومان را اعدام نمودند

این واقعه تاسف بار و غیر انسانی را هیچگاه نمی شود توجیه و تاویل کرد هیچ انسانی به دلیل ایده و مرام و مسلکی که به آن ایمان دارد نباید اعدام شود و این آقایان که شرف و انسانیت خود را به ریالی فروخته اند و از علم قضا آن چه باید بدانند را نمی دانند و ریاست آنان به برخی از منسب ها جز به چاپلوسی گری و ایمان فروشی حاصل نشده است چگونه به خود اجازه می دهند که حکم قطع حیات یک انسان را صادر نمایند آیا به راستی نمی دانند که فردا همیشه آنگونه که اینان می پندارند نیست و فردا خیلی چیز ها عوض خواهد شد و باید در دادگاهی پاسخ دهند و انگاه صدای لابه و زاریشان گوش فلک را پاره خواهد کرد؟

در همین رابطه سایت جرس نقل می کند که خانم ستوده وکیل آرش رحمانی پور نیز در رابطه با محکومیت وی پیشتر گفته بود که  »حقایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است.» وی همچنین تاکید دارد:  «رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است.»

اگر از این درد امروز مومنی خون گریه کند و انسانی از بغض حبس در گلویش جان خویش را از دست بدهد چندان نباید تعجب کرد

آغاز اعدام ها گسترده

اعدام این دو نفر و حکم آن 9 نفر دیگر صرفاً برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه می باشد و با توجه به اینکه نظام به اصطلاح اسلام ایران ترسی از اعدام های گسترده ندارد و اگر زمینه و شرایط جامعه به سان سال 67 بود امروز نیز با اعدام های گسترده مواجه بودیم حال دولت بر آن است که این اعدام ها را به صورت آرام آرام و برای عدم ایجاد تشنج در جامعه به صورت پراکنده و مقطع ادامه دهد از اینرو توقع و انتظار از سازمان های حقوق بشر و NGO ها و دیگر رسانه های مخالف دولت بیشتر می شود و نیاز به اطلاع رسانی و مقابله با چنین احکام قرون وسطایی و قدرت طلبانه ای را ایجاب می نماید

فراموش نباید کرد این اشخاص در دادگاه هایی نمایشی و با شرایط غیر انسانی با وعده ها و فشارهای شدید بر خودشان و خانواده اشان و بدون وکیل تاکید می کنم بدون وکیل محاکمه شده اند احکام بر آمده از چنین دادگاه هایی به اندازه ذره خردلی ارزش نخواهد داشت و وجاهت قانونی نداشته و برخلاف قانون اساسی ایران می باشد و اینان به قتل رسیده اند نه اینکه برای خدا و مصلحت نظام و … اعدام شدند!!!


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.