جرس: تقی رحمانی روزنامهنگار، نویسنده و فعال سیاسی عضو شورای فعالان ملی مذهبی است.رحمانی 14 سال از عمر خود را در زندان بهسر بردهاست. در سال ۱۳۶۰ به جرم نویسندگی در نشریهٔ زیرزمینی پیشتاز متعلق به گروه پیشتازان، گروهی متأثر از اندیشههای علی شریعتی، به سه سال حبس محکوم شد. در سال ۱۳۶۵ بخاطر نوشتههایش در روزنامه زیرزمینی موحد متعلق به گروه موحدون در زمینه نوگرایی دینی دستگیر و این بار برای ۱۱ سال به زندان محکوم شد. پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۷۶ با ماهنامه ایران فردا و هفتهنامه امید زنجان همکاری میکرد. او در ۲۰ اسفند ١٣٧٩ دوباره در يک حمله شبانه به منزل محمد بستهنگار به همراه تعداد ديگری از اعضای جریان ملی مذهبی دستگير شد و در ٢٧ فروردين ١٣٨١ با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد. رحمانی در سال 82 نیز مدت 22 ماه را در زندان سپری کرد. کوتاه ترین دوران حبس وی بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال 88 بود که چند روزی را در زندان سپری کرد. به جز دریافت جایزه هلمن – همت از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر در سال 82، چندی پیش کانون مدافعان حقوق بشر نیز جایزه سالانه خود را هم به عنوان»قربانی» و هم به عنوان » فعال حقوق بشر» به تقی رحمانی اختصاص داده است. در گفتگو با تقی رحمانی، از او درباره استراتژی جنبش سبز، نهادسازی مدنی و شیوه های مبارزه مسالمت آمیز پرسیدیم. رحمانی معتقد است که ایران مقتدر و ملی بدون ایران مدنی به دست نمی آید و استرآتژِی جنبش مدنی، استراتزی قهر و لجبازی نیست، استراتژی مقاومت هم هست. او باور دارد که حوصله، سماجت و مداراگرایی ویژگی های اصلاح طلبی است.توجه شما را به گفتگوی جرس با این فعال سیاسی جلب می کنیم:
در ابتدا به نظر شما،استراتژی جنبش سبز در برخورد با مشکلات، تهدیدات و فشارهای حاکمیت چگونه باید باشد؟ شما در مقاله ای گفته بودید که اصلاح طلبی مثل پختن سمنو است و انقلاب مثل نیمرو. لطفا درباره این مثال بیشتر توضیح دهید؟ آیا هدف شما از این مثال صبر و پایداری در حرکت اصلاح طلبی است؟
جنبش سبز، آنچه از ظاهرش برمی آید، مانند پختن سمنو است. اما این پختن سمنو احتیاح به ترویج هم دارد و تبلیغ تنها کفایت نمی کند. اینکه فقط ما بگوییم صبر کنید البته کافی نیست. یک ویژگی در قوم ایرانی، عجول بودن است. سمبل جامعه ما شیر است . ویژگی شیر اینکه وقتی گرسنه است می غرد و پاره می کند اما وقتی که سیر باشد گوشه ای ساعات طولانی می خوابد. البته می توان این شیر را مدنی کرد همانطور که عقاب آمریکایی ها مدنی شده و خروس فرانسوی ها، ولی واقعیت این است که این احتیاج به ترویج هم دارد. روشنفکران، رهبران جنبش ودانشجویان باید علاوه بر تبلیغ، ترویج هم بکنند. کسانی که در تاریخ ما به عنوان انسان های اصلاح طلب و سمج ولی با حوصله و با تدبیر بودند می توانند مشعل این راه باشند . مثالی می زنم . دکتر یدالله سحابی با یک زندگی طولانی بدون اینکه با هیچ قدرتی سازش کند اما با نوعی حق طلبی توانست که نمونه زندگی زیستی این نوع مبارز باشد. به نظر من هر نسلی با هر عقیده ای آهنگ و خواست خودش را دارد و الگوها و سمبل های خودش را دارد. اصلاح طلبی به خاطر اینکه واقعا اصلاح طلبی شود فاقد این قضیه بوده است. برای اینکه واقعا اصلاح طلبی شود باید ترویج شود. ما به شکل تبلیغی انقلاب را مطرح می کردیم و نه به روش ترویجی و به همین دلیل نتیجه نمی گرفتیم. اکتفا تنها به روش های تقسیم قدرت نمی تواند چندان موثر باشد ما نیاز داریم این جنبش را ترویج کنیم. روش این کار هم در ساختن ادبیات و آهنگ لازم برای اصلاح طلبی و مبارزه مدنی است. حتی موسیقی ما به شکل تبلیغی انقلاب را طرح میکرد به شیوه ای ترویجی . روش های تثبیت قدرت بدون ساختن نهادهای مدنی نمی تواند موثر باشد. اتمسفر یا جو اصلاح طلبی باید به وجود آید. این اتمسفر سه ویژگی دارد، حوصله، استمرار و مداراگرایی. این سه ویژگی هنوز وجود ندارد و بین ما هنوز خودی و غیرخودی قوی است و این باعث می شود که مداراگرایی ملی به وجود نیاد . با یکی سری الگوها می تواند این موضوع روشن شود، دکتر سحابی کسی است که در دو ائتلاف با هر کس که ایرانی و ملی بوده شرکت کرده است. قبل از انقلاب در جمعیتی حقوق بشری که چهرهای مذهبی و غیرمذهبی در آن وجود داشتند. بعد از انقلاب هم در جمعیت دفاع از قانون اساسی که در آن چهره های ملی وجود داشتند. یک انسان مذهبی و با اخلاق نوعی مداراگریی و حوصله و سماجت برای آزادی در زندگی اش هست . این انسان ها می توانند مشعل راه باشند . البته هر نسلی باید نقشه راه را خودش تعیین کند اما الگو ها بسیار مهم هستند الگوها می توانند شکل و اتمسفر لازم را دهند . جنبش سبز به این مشعل ها نیاز دارد و رهبران و روشنفکرنش به ترویج این ایده نیاز دارند و هنرمندانش باید ادبیات این حوزه را بیافرینند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »




دموکراسی توجه به امور جزیی است. دموکرات بودن با رادیکال یا حتی جسور بودن متفاوت است. رادیکال ها جسور و دموکرات نیستند. می گویند فرق شجاعت با جسارت این است که انسان شجاع از خودش هم انتقاد می کند و حاضر است خودشکنی هم کند. شاید فرق تختی و عبدالله موحد در ورزش کشتی تفاوت شجاعت با جسارت باشد.

