داستایوسکی می گوید: اگر کسی در اتاقی کشته شود و شخص دیگری در اتاق کناری آن خواب باشد آن شخص خواب آلود نیز شریک قتل است
و ابوذر غفاری مسلمان بی سواد پیامبر می گوید : در عجبم از مسلمانی که شب گشنه می خوابد و صبح بر روی همسایه اش شمشیر نمی کشد
این دو جمله بسیار تکان دهنده و تاثیر گذار است هر دو جمله نقش مردم را در رویدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه نشان می دهد و برای گشنه بودن کسی را مقصر می داند که کنار او است خاموش است بر ظلمی که جامعه می رود امروز در جامعه ما و در ایران عزیز جوانان این کشور در حال ذبح شدن و شکنجه شدن هستند آن هم برای حق مسلم و قانونیشان امروز جامعه ایران سراسر پر از درد خفقان است من در حیرتم که چرا عده ای ساکت و خاموش شده اند و به کنجی خزیده اند و دم فرو بسته اند امروز سکوت کردند جنایت است
امروز هر کس که در مقابل کشته شدن جوانان این مرز و بوم ساکت باشد فردا چگونه می تواند بر روی مادران آن جوانان و به چشم بچه ها و نوه ها و… اش نگاه کند شرم سار نباشد امروز هر کس که سکوت کند خائن است
امروز آیت الله منتظری از میان ما رفته است مردی که عسوه مقاومت و مردانگی است مردی که لحظه ای ایمان و باور خود را به ظلم وجنایت نفروخت و در میان جاه و قدرت و … فریاد کرد و سکوت نکرد آیت الله منظری معلم هر انسانی است که امروز جامعه اش در خفقان و در حال جنایت است او حقیقت را به مصلحت نفروخت او برای حفظ نظام سکوت نکرد او از آینده خویش نهراسید و لب به سخن گشود سالها در حصر خانگی زیست باز دم فرو نبست تا به من تو چیزی بیاموزد؛ بیاموزد که نباید ساکت بود
امروز بزرگترین گناه و بزرگترین معصیت کفر نیست ابوذر غفاری زمانی که دمی بعد از وفات پیامبر، او را جعل می کردند فریاد کرد و از مسلمانی متحیر بود! امروز سکوت کردن گناهش از تکفیر خداوند سنگین تر است
مگر انسانیست چیست مگر آدم بودن کدام است مگر روشنفکر بودن کدام یک از اشعار سنگین شریعتی ها و شاملو هاست که تفسیرش آنقدر طولانی شده است مسلمان بودن را که ابوذر فریاد کرده است آیا زجه های مادران را بر مقابل درهای بلند زندان ها نشنیدید آیا ندای الله اکبر هموطنت را بر بام خانه های همسایه ات را نشنیدی ؟ کدامین صدا تورا چنین مسخ کرده است که نوای الله اکبر را نوای دشمن خدا می دانی آیا وقت آن نرسیده است که برخیزی؟
چندی پیش با کسی که تحصیلاتی آکادمیکی داشت!! به گفت و گو نشسته بودم و از اتفاقات بعد از انتخابات سخن می گفتیم فردی بود که سال ها جنگیده بود و علاقه وافری به نظام ایران داشت من برای او از در و دیوار از بالا و پایین می گفتم و او همچیز را منکر می شد برایش عکس آوردم مقاله و… همه را دروغ می پنداشت و می گفت کار بی بی سی !!و… است برایش چند فیلم از تظاهرات و کشتار مردم آوردم به هیچ عنوان حاظر نشد فیلم ها را ببنید و می گفت در استودیو ساخته شده است و در آخر که خیلی عصبی شده بود گفت اگر حقیقت آنچیزی است که تو می گویی حقیقت را نمی خواهم بدانم!!
این جمله اش چون آوری بر سر من خراب شد و من متعجب و بهت زده برای همیشه ترکش کردم
ولی آیا وقت آن نرسیده است که حقیقت را بدانیم؟
امروز 2 نفر به جرم محارب و با دروغ هایی خنده دار و سهمناک به مانند بزدلان در اختفای کامل اعدام شدند و 9نفر از مردم این کشور که تا دیروز هر روز در معابر و در حین کار و در هزاران هزار جای این شهر او را می دیدی فردا به جرم مبارزه با خدا و پیامبر اعدام می شوند و دردا بر مسلمانی که سکوت کند دردا بر یهودی که ساکت بماند دردا بر کسی که نام مسیح را بر زبان می آورد و شکنجه های او را فرامومش می کند و شرم بر انسانی که کشته شدن هموطنش را ببنید وهیچ نگوید و مصلحت امروز و فردا را به پوچ ترین و بی اهمیت ترین دلایل به فروشد
امروز انسانیت به خطر افتاده است امروز ایران در خطر افتاده است مگر خداوند نمی گوید اگر انسانی کشته شود به مانند این است که همه آدمیان در روی زمین کشته شده اند خون هموطنانتان را بر در و دیوار شهر دیده اید سرهای بالای دار عزیزانمان را بر بالای دارهای بلند دیده ایم این است آدمیت؟ و آیا جایز است سکوت از بحر قضا و ترس و … و…
این همه درس و کسب علم و دانش و تقوا و هنر و….. برای چه بود برای تدریس در آموزشگاه ها و دانشگاه ها و ارائه هنر و….. یا برای بردن به زیر مشتی خاک این همه ندای فلسفه و دانش کجا رفت آقایان دانش پژوه و اساتید و …. پس کی باید به دانشجویتان درس بدهید و اصلا چگونه می توانید درس بدهید اقایان هنرمند پس کجا رفت آن روحیه انقلابی و آن فریاد های برادر برادر کجا رفت ناله های شبانه عارفانه کجا رفت درس های میرزا ها و درویش ها این است تزکیه نفس ها و الله مدد ها و علی مدد ها
آقای قمشه ای مولانا و حلاج و حافظ و فردوسی و سعدی فقط از گل و بلبل و نغمه مستانه و شراب و… گفتند، نگفتند وقتی کسی بی گناه خونش بر زمین میریزد چه باید گفت؟ این سکوت مرگبار را از حلاج آموختی یا از بایزید یا از مولانا؟
امروز ساکت ماندن و دم فرو بستن کم از تایید این جنایت های ددمنشانه نیست مگر حسین در صحرای کربلا فریاد نکرد اگر دین ندارید آزاده باشید به الله قسم سکوت کردن نه رسم آدمیت است و نه رسم دین داری
بسیاری از بزرگان این مرز و بوم ساکت مانده اند بسیاری از روشنفکران و فلاسفه این دیار به کنج خانه های خود خزیده اند و دست در گوش هایشان کرده اند مشغول خواندن اسفار و کشف و الاسرار هستند بسیاری از استادان این خاک هر روز بر کلاس های درس، از نبود دانشجو های معترضشان گلویشان سخت می گیرد و هر بار که میایند چیزی بگویند، ولی دم فرو می بندند و …
چند نفر باید کشته شود؟ چند ایرانی باید محارب شود؟ تا همگان برخیزیم؟ آیا تا بچه ها و عزیزان ما به دام استبداد اسیر نشوند و ناخن هایشان کشیده نشود چیزی نخواهیم گفت؟ آیا این رسم آدمیت است که در مقابل ظلم این چنین خاموش و سر فرو خورده و آرام باشیم و از ترس قطع لقمه نانی به خون برادران و خواهرانمان معامله سکوت نماییم
ای دین داران، خدای را از میان مردم ربوده اند ای آدمیان، انسانیت را از میان جامعه دزدیده اند برخیزید و نگذارید که جوانه های این مملکت در آتش قدرت طلبی عده ای بسوزد و خشک شود سکوت کردن شرط آدمیت نیست شرط مسئولیت و امانت داری نیست این روزگار نیز بگذرد و بازی روزگار حکایت ها دارد و سیب به میان آسمان بسیار چرخ می خورد سکوت چندان راهگشای طریق نیست
ای کسی که صدایی گنگ و مهربان که بعد از آبکشیدن داهنش آرام به گوشهایت نجوا می کند و آنچنان تو را مسخ کرده است که حقیقت را نمی بینی یا حقیقت را می بینی و به مصلحتی انکار می کنی یا امروز از آن که حقیقت را بدانی ترسانی یا از اینکه حقیقت را می دانی می ترسی یا و یا و یا و یا…. این را بدان که سکوت امروز شاید کلام فردایت را خراب کند
برخیزید و بلند شوید و در مقابل کشته شدن جوانان این کشور به جرم هایی که خودشان از قرائت آن حیرت زده می شوند دم فرو نبندید که سکوت امروز بسیار سهمگین و غیر قابل شکست است
چه نیک شریعتی می گوید : وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی، هر جا که میخواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست