بایگانیِ ژانویه 2010

گنجینه : مجموعه آثار آیت الله منتظری

2010/01/30

مجموعۀ با ارزش » گنجینه » در ایران چند روزی است بر روی یک دی وی دی ارائه می شود ، به دلیل درخواست برخی از هموطنان عزیز خارج از کشور یا شهر های دیگر ایران مبنی بر استفاده شخصی یا تکثیر «نسخۀ اینترنتی گنجینه» برای دانلود در اختیار عزیزان قرار گرفت

نسخۀ «اینترنتی گنجینه » جمعا 1.57 گیگابایت حجم دارد

این مجموعه شامل تصاویر و آثار گفتاری و نوشتاری آیت الله منتظری به همراه گزیده ای از تصاویر تشییع و پیام های تسلیت و مقالات راجع به رحلت معظم له می باشد

لینک های دانلود:

http://rapidshare.com/files/342890598/Ganjine-i.part01.rar
http://rapidshare.com/files/342903591/Ganjine-i.part02.rar
http://rapidshare.com/files/342917217/Ganjine-i.part03.rar
http://rapidshare.com/files/342930622/Ganjine-i.part04.rar
http://rapidshare.com/files/342944570/Ganjine-i.part05.rar
http://rapidshare.com/files/342958161/Ganjine-i.part06.rar
http://rapidshare.com/files/342972081/Ganjine-i.part07.rar
http://rapidshare.com/files/343067528/Ganjine-i.part08.rar
http://rapidshare.com/files/343080876/Ganjine-i.part09.rar
http://rapidshare.com/files/343094698/Ganjine-i.part10.rar
http://rapidshare.com/files/343108687/Ganjine-i.part11.rar
http://rapidshare.com/files/343040913/Ganjine-i.part12.rar
http://rapidshare.com/files/343054426/Ganjine-i.part13.rar
http://rapidshare.com/files/342877828/Ganjine-i.part14.rar
http://rapidshare.com/files/342846746/Ganjine-i.part15.rar

ویرایش نخست
بهمن 88 (ادامه…)

مهندس موسوی و مهدی کروبی اعدام های اخیر را محکوم کردند

2010/01/30

به گزارش سحام نیوز در دیدار امروز کروبی و موسویاین دوچهره سیاسی به انتقاد از اعدام دو شهروند ایرانی و سخنان گهر بار امام جمعه تهران پرداختند و مردم را به تظاهرات در روز 22 بهمن دعوت نمودند متن پیام به شرح زیر است

مهدی کروبی و میرحسین موسوی ضمن اعتراض به تداوم وضعیت موجود نسبت به احکامی که بدون رعایت مراحل دادرسی برای اعدام برخی از شهروندان صادر شده اعتراض کرده و نسبت به اجرای عجولانه آن نیز ابراز تاسف کردند . در این دیدار که صبح شنبه در منزل مهدی کروبی برگزار شد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ابراز تاسف نسبت به اعدام برخی از شهروندان خواستار رسیدگی قانونی به وضعیت بازداشت شدگان اخیر شدند . موسوی و کروبی با اشاره به پرونده کسانی که اعدام شدند گفتند : ” به نظر می رسد کسانی که اقدام به اعدام آنها شد ماهها قبل از جریان برگزاری انتخابات دستگیر شده و پرونده آنها نیز ارتباطی با حوادث انتخابات اخیر نداشته است و به گفته وکلایشان آنها تنها توانسته اند دیداری کوتاه با موکلان خود داشته اند و مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است . به نظر می رسد که چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن است .”

موسوی و کروبی تاکید کردند :” بازداشت های گسترده فعالان سیاسی ، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غیرقانونی است و این در حالی است که روند اعتراف گیری از این زندانیان نیز مغایر با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشد . ”

کروبی و موسوی با اشاره به خطبه های احمد جنتی در نماز جمعه این هفته ضمن ابراز تاسف از بیان چنین مسائلی از زبان امام جمعه موقت تهران گفتند : “متاسفانه به جای آنکه از تریبون نماز جمعه برای دعوت مردم به تقوا استفاده شود خطیب نماز جمعه با توصیه به قوه قضائیه مبنی بر اینکه اگر در ۱۸ تیر ضعف نشان نداده بودید و دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرده بود حادثه روز عاشورا به وجود نمی آمد ، مسئولان را به برخورد و کشتار مردم و ترغیب می کند و عملکرد برخی مسئولان برای اعدام شهروندان به اتهاماتی مبهم و واهی را تبرئه می کند . و این جای بسی تاسف است که تریبون نماز جمعه به جایگاهی برای تشویق به خشونت گرایی و ترغیب مسئولان برای اعدام شهروندان تبدیل شده است . ”

موسوی و کروبی تنها راه خروج از بحران و بازگشت آرامش به کشور را آزادی زندانیان سیاسی و رفع توقیف مطبوعات ، رفع پلمپ احزاب و برگزاری انتخابات آزاد دانستند و تاکید کردند : “اکنون اکثریت مردم برای احقاق حقوق خود بدون هیچ گونه واهمه ای در میدان حضور دارند و خواست آنها نیز برگزاری انتخابات آزاد می باشد که متاسفانه گویا صدای اکثریت مردم شنیده نمی شود . ” کروبی و موسوی تداوم وضع موجود را موجب وارد شدن ضربه به اصل انقلاب و نظام جمهوری اسلامی که حاصل رنج و فداکاری ملت ایرات است دانستند و افزودند : ” به نظر می رسد که در میان برخی از مسئولان کشور توهم توطئه نسبت به تغییر ساختاری در نظام شکل گرفته است که این تفکر کشور را به سقوط می کشاند و اصل نظام را با خطر رو به رو می سازد .”

کروبی و موسوی تاکید کردند : “اکثریت مردم تنها حق خود را می خواهند و به دنبال تغییرات ساختاری در اصل نظام نیستند ولیکن به نظر می رسد که حاکمیت نسبت به همین صدای حق خواهی مردم نیز احساس خطر می کند در حالیکه شنیدن این صدای اکثریت و پاسخ به آن تنها راهکار خروج از بحران است .”

گفتنی است کروبی و موسوی از مردم دعوت کردند که در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضوری گسترده داشته باشند .

نامه سرگشاده جبهه مشارکت ایران اسلامی به صادق لاریجانی

2010/01/30

اولین موضع گیری یکی از احزاب ایران به اعدام دو تن از کشته شدگان پنج شنبه که باعث بهت و دل سردی همگان شده است بسیار قابل تامل و ارزشمند است امید است که دیگر احزاب و بزرگان نیز از کشته شدن دو شخص به اتهام واهی و پوچ ابراز انزجار نمایند و این عمل را محکوم کنند و حداقل برای اعتراض به این عمل حرکتی ارام و اعتراضی صورت گیرد
اصل این نامه بدین شرح است :

سئوالات جبهه مشارکت از رئیس دستگاه قضا

جناب آقای لاريجانی
رييس محترم قوه قضاییه
با سلام
خبر اعدام 2 تن از زندانيان با اتهام محاربه موجی از حيرت و تعجب در ميان شهروندان ايرانی را برانگِیخت و در زمانی که فضای سياسی ملتهب کشور اميدوار به زدودن ابرهای تيره نفرت و کينه می شد اين اقدام شائبه اثرپذيری دستگاه قضا را از تندروانی که ثابت کرده اند به هيج وجه خواهان آرامش فضای سياسی کشور نيستند، تقويت کرد.
دستگاه قضا که به خاطر رفتارهای شبهه ناک و غیر قانونی خود در برخورد با نيروهای سياسی خوشنام و خدوم که به ناحق و ظالمانه پس از انتخابات اخير بازداشت و زندانی شده اند سخت در مظان اتهام سياسی کاری و خروج از دايره عدل و انصاف قرار گرفته است اينک با صدور احکام شبهه ناک اعدام برای 9 تن و اجرای عجولانه آن برای2 تن دیگر بيش از پيش مورد سوال واقع خواهد شد. (ادامه…)

امروز سکوت کردن جنایت است..

2010/01/29

داستایوسکی می گوید: اگر کسی در اتاقی کشته شود و شخص دیگری در اتاق کناری آن خواب باشد آن شخص خواب آلود نیز شریک قتل است

و ابوذر غفاری مسلمان بی سواد پیامبر می گوید : در عجبم از مسلمانی که شب گشنه می خوابد و صبح بر روی همسایه اش شمشیر نمی کشد

این دو جمله بسیار تکان دهنده و تاثیر گذار است هر دو جمله نقش مردم را در رویدادهای سیاسی و اجتماعی جامعه نشان می دهد و برای گشنه بودن کسی را مقصر می داند که کنار او است خاموش است بر ظلمی که جامعه می رود امروز در جامعه ما و در ایران عزیز جوانان این کشور در حال ذبح شدن و شکنجه شدن هستند آن هم برای حق مسلم و قانونیشان امروز جامعه ایران سراسر پر از درد خفقان است من در حیرتم که چرا عده ای ساکت و خاموش شده اند و به کنجی خزیده اند و دم فرو بسته اند امروز سکوت کردند جنایت است

فریادامروز هر کس که در مقابل کشته شدن جوانان این مرز و بوم ساکت باشد فردا چگونه می تواند بر روی مادران آن جوانان و به چشم بچه ها و نوه ها و… اش نگاه کند شرم سار نباشد امروز هر کس که سکوت کند خائن است

امروز آیت الله منتظری از میان ما رفته است مردی که عسوه مقاومت و مردانگی است مردی که لحظه ای ایمان و باور خود را به ظلم وجنایت نفروخت و در میان جاه و قدرت و … فریاد کرد و سکوت نکرد آیت الله منظری معلم هر انسانی است که امروز جامعه اش در خفقان و در حال جنایت است او حقیقت را به مصلحت نفروخت او برای حفظ نظام سکوت نکرد او از آینده خویش نهراسید و لب به سخن گشود سالها در حصر خانگی زیست باز دم فرو نبست تا به من تو چیزی بیاموزد؛ بیاموزد که نباید ساکت بود

امروز بزرگترین گناه و بزرگترین معصیت کفر نیست ابوذر غفاری زمانی که دمی بعد از وفات پیامبر، او را جعل می کردند فریاد کرد و از مسلمانی متحیر بود! امروز سکوت کردن گناهش از تکفیر خداوند سنگین تر است

مگر انسانیست چیست مگر آدم بودن کدام است مگر روشنفکر بودن کدام یک از اشعار سنگین شریعتی ها و شاملو هاست که تفسیرش آنقدر طولانی شده است مسلمان بودن را که ابوذر فریاد کرده است آیا زجه های مادران را بر مقابل درهای بلند زندان ها نشنیدید آیا ندای الله اکبر هموطنت را بر بام خانه های همسایه ات را نشنیدی ؟ کدامین صدا تورا چنین مسخ کرده است که نوای الله اکبر را نوای دشمن خدا می دانی آیا وقت آن نرسیده است که برخیزی؟
چندی پیش با کسی که تحصیلاتی آکادمیکی داشت!! به گفت و گو نشسته بودم و از اتفاقات بعد از انتخابات سخن می گفتیم فردی بود که سال ها جنگیده بود و علاقه وافری به نظام ایران داشت من برای او از در و دیوار از بالا و پایین می گفتم و او همچیز را منکر می شد برایش عکس آوردم مقاله و… همه را دروغ می پنداشت و می گفت کار بی بی سی !!و… است برایش چند فیلم از تظاهرات و کشتار مردم آوردم به هیچ عنوان حاظر نشد فیلم ها را ببنید و می گفت در استودیو ساخته شده است و در آخر که خیلی عصبی شده بود گفت اگر حقیقت آنچیزی است که تو می گویی حقیقت را نمی خواهم بدانم!!
این جمله اش چون آوری بر سر من خراب شد و من متعجب و بهت زده برای همیشه ترکش کردم

ولی آیا وقت آن نرسیده است که حقیقت را بدانیم؟

امروز 2 نفر به جرم محارب و با دروغ هایی خنده دار و سهمناک به مانند بزدلان در اختفای کامل اعدام شدند و 9نفر از مردم این کشور که تا دیروز هر روز در معابر و در حین کار و در هزاران هزار جای این شهر او را می دیدی فردا به جرم مبارزه با خدا و پیامبر اعدام می شوند و دردا بر مسلمانی که سکوت کند دردا بر یهودی که ساکت بماند دردا بر کسی که نام مسیح را بر زبان می آورد و شکنجه های او را فرامومش می کند و شرم بر انسانی که کشته شدن هموطنش را ببنید وهیچ نگوید و مصلحت امروز و فردا را به پوچ ترین و بی اهمیت ترین دلایل به فروشد

امروز انسانیت به خطر افتاده است امروز ایران در خطر افتاده است مگر خداوند نمی گوید اگر انسانی کشته شود به مانند این است که همه آدمیان در روی زمین کشته شده اند خون هموطنانتان را بر در و دیوار شهر دیده اید سرهای بالای دار عزیزانمان را بر بالای دارهای بلند دیده ایم این است آدمیت؟ و آیا جایز است سکوت از بحر قضا و ترس و … و…

این همه درس و کسب علم و دانش و تقوا و هنر و….. برای چه بود برای تدریس در آموزشگاه ها و دانشگاه ها و ارائه هنر و….. یا برای بردن به زیر مشتی خاک این همه ندای فلسفه و دانش کجا رفت آقایان دانش پژوه و اساتید و …. پس کی باید به دانشجویتان درس بدهید و اصلا چگونه می توانید درس بدهید اقایان هنرمند پس کجا رفت آن روحیه انقلابی و آن فریاد های برادر برادر کجا رفت ناله های شبانه عارفانه کجا رفت درس های میرزا ها و درویش ها این است تزکیه نفس ها و الله مدد ها و علی مدد ها

آقای قمشه ای مولانا و حلاج و حافظ و فردوسی و سعدی فقط از گل و بلبل و نغمه مستانه و شراب و… گفتند، نگفتند وقتی کسی بی گناه خونش بر زمین میریزد چه باید گفت؟ این سکوت مرگبار را از حلاج آموختی یا از بایزید یا از مولانا؟

امروز ساکت ماندن و دم فرو بستن کم از تایید این جنایت های ددمنشانه نیست مگر حسین در صحرای کربلا فریاد نکرد اگر دین ندارید آزاده باشید به الله قسم سکوت کردن نه رسم آدمیت است و نه رسم دین داری

بسیاری از بزرگان این مرز و بوم ساکت مانده اند بسیاری از روشنفکران و فلاسفه این دیار به کنج خانه های خود خزیده اند و دست در گوش هایشان کرده اند مشغول خواندن اسفار و کشف و الاسرار هستند بسیاری از استادان این خاک هر روز بر کلاس های درس، از نبود دانشجو های معترضشان گلویشان سخت می گیرد و هر بار که میایند چیزی بگویند، ولی دم فرو می بندند و …

چند نفر باید کشته شود؟ چند ایرانی باید محارب شود؟ تا همگان برخیزیم؟ آیا تا بچه ها و عزیزان ما به دام استبداد اسیر نشوند و ناخن هایشان کشیده نشود چیزی نخواهیم گفت؟ آیا این رسم آدمیت است که در مقابل ظلم این چنین خاموش و سر فرو خورده و آرام باشیم و از ترس قطع لقمه نانی به خون برادران و خواهرانمان معامله سکوت نماییم

ای دین داران، خدای را از میان مردم ربوده اند ای آدمیان، انسانیت را از میان جامعه دزدیده اند برخیزید و نگذارید که جوانه های این مملکت در آتش قدرت طلبی عده ای بسوزد و خشک شود سکوت کردن شرط آدمیت نیست شرط مسئولیت و امانت داری نیست این روزگار نیز بگذرد و بازی روزگار حکایت ها دارد و سیب به میان آسمان بسیار چرخ می خورد سکوت چندان راهگشای طریق نیست
ای کسی که صدایی گنگ و مهربان که بعد از آبکشیدن داهنش آرام به گوشهایت نجوا می کند و آنچنان تو را مسخ کرده است که حقیقت را نمی بینی یا حقیقت را می بینی و به مصلحتی انکار می کنی یا امروز از آن که حقیقت را بدانی ترسانی یا از اینکه حقیقت را می دانی می ترسی یا و یا و یا و یا…. این را بدان که سکوت امروز شاید کلام فردایت را خراب کند
برخیزید و بلند شوید و در مقابل کشته شدن جوانان این کشور به جرم هایی که خودشان از قرائت آن حیرت زده می شوند دم فرو نبندید که سکوت امروز بسیار سهمگین و غیر قابل شکست است

چه نیک شریعتی می گوید : وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی، هر جا که میخواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست

دور جدیدی از اعدام ها آغاز شد….

2010/01/28

سحر گاه امروز 2 تن از کسانی که به آنان برچسب محارب و بر انداز زده شده بود به نام های محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور به صورت مخفیانه و بدون اطلاع وکیل و خانواده اشان اعدام شدند این در حالی است که تمام خبر گزاری ها به این موضوع پر اهمیت چندان پر رنگ نپرداخته اند و اغلب در حاشیه به آن اشاره کردند حتی وب سایت های مخالفین دولت نیز این موضوع را چندان بررسی و نقد نکردند و این در حالی است که به نقل از خبر گزاری جرس این دو تن پیش از رویدادهای 22 خرداد بازداشت شده بودند و احکام آنان به قول خود این آقایان در پي اغتشاشات و اقدامات ضدانقلابي و ساختارشكنانه ماه‌هاي اخير به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاه‌هاي انقلاب اسلامي تهران به اتهامات تعدادي از متهمان رسيدگي و 11 نفر را به اعدام محكوم كردند. و دو نفر از محکومان را اعدام نمودند

این واقعه تاسف بار و غیر انسانی را هیچگاه نمی شود توجیه و تاویل کرد هیچ انسانی به دلیل ایده و مرام و مسلکی که به آن ایمان دارد نباید اعدام شود و این آقایان که شرف و انسانیت خود را به ریالی فروخته اند و از علم قضا آن چه باید بدانند را نمی دانند و ریاست آنان به برخی از منسب ها جز به چاپلوسی گری و ایمان فروشی حاصل نشده است چگونه به خود اجازه می دهند که حکم قطع حیات یک انسان را صادر نمایند آیا به راستی نمی دانند که فردا همیشه آنگونه که اینان می پندارند نیست و فردا خیلی چیز ها عوض خواهد شد و باید در دادگاهی پاسخ دهند و انگاه صدای لابه و زاریشان گوش فلک را پاره خواهد کرد؟

در همین رابطه سایت جرس نقل می کند که خانم ستوده وکیل آرش رحمانی پور نیز در رابطه با محکومیت وی پیشتر گفته بود که  »حقایق بسیار تکان دهنده ای در پرونده آقای رحمانی پور وجود دارد. اول اینکه ایشان در فروردین ماه بازداشت شده اند و هیچ ربطی به انتخابات و وقایع بعد از انتخابات ندارند. از سوی دیگر هنگام بازداشت ایشان ، رعب و وحشت زیادی ایجاد کرده و حتی خواهر باردار ایشان را نیز بازداشت و پس از چند روز آزاد کرده اند؛هر چند متاسفانه خواهر ایشان به دلیل رعب و وحشتی که ایجاد شده بود کودک خود را از دست داده است.» وی همچنین تاکید دارد:  «رحمانی پور با توجه به وعده هایی که درباره آزادی و تخفیف در مجازات در صورت اعتراف و همکاری با ماموران ، به او داده بودند به کارهای نکرده اعتراف کرده است.»

اگر از این درد امروز مومنی خون گریه کند و انسانی از بغض حبس در گلویش جان خویش را از دست بدهد چندان نباید تعجب کرد

آغاز اعدام ها گسترده

اعدام این دو نفر و حکم آن 9 نفر دیگر صرفاً برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه می باشد و با توجه به اینکه نظام به اصطلاح اسلام ایران ترسی از اعدام های گسترده ندارد و اگر زمینه و شرایط جامعه به سان سال 67 بود امروز نیز با اعدام های گسترده مواجه بودیم حال دولت بر آن است که این اعدام ها را به صورت آرام آرام و برای عدم ایجاد تشنج در جامعه به صورت پراکنده و مقطع ادامه دهد از اینرو توقع و انتظار از سازمان های حقوق بشر و NGO ها و دیگر رسانه های مخالف دولت بیشتر می شود و نیاز به اطلاع رسانی و مقابله با چنین احکام قرون وسطایی و قدرت طلبانه ای را ایجاب می نماید

فراموش نباید کرد این اشخاص در دادگاه هایی نمایشی و با شرایط غیر انسانی با وعده ها و فشارهای شدید بر خودشان و خانواده اشان و بدون وکیل تاکید می کنم بدون وکیل محاکمه شده اند احکام بر آمده از چنین دادگاه هایی به اندازه ذره خردلی ارزش نخواهد داشت و وجاهت قانونی نداشته و برخلاف قانون اساسی ایران می باشد و اینان به قتل رسیده اند نه اینکه برای خدا و مصلحت نظام و … اعدام شدند!!!

اولین نیاز ادامه حیات جنبش سبز اتحاد و آرامش است

2010/01/27

چند ماه قبل که آقای مهندس موسوی در حال تبلیغات انتخاباتیشان بودند رنگی و موجی سبز کشور را با طراوت و شاداب نموده بود از خاطرم آن همه شور و حرارات که در میان مردم موج می زد بیرون نمی رود ولی دست استبداد و تیغ تیز خیانت به مردم و حفظ قدرت به هر وسیله ای آنهمه طراوت را ناگهان به بهتی کشنده تبدیل کرد وا حیرتا که از این بهت و این غم بزرگ موجی بر خواست که ذاتش را از آن طراوت و شادمانی وام دار بود جنیش سبز

چه نام پاک و باشکوهی؛ سبز، رنگ شادابی و طراوت نماد بهار نماد خلق و نماد صلح آنچنان از لابه لای باتلاق سخت استبداد سر برون آورد که هیچگاه رویش چنین طراوتی را هیچ جنبنده ای متصور نمی شد ولی این موج تولد یافت تا زمستان سرد و سیاه استبداد را به بهار سبز ایران زمین هدیه کند

روی سخنم با طرفداران جنبش سبز است طرفدارانی که در مناسبتهای مختلف خود را سبز پوش می کنن و نوارهایی سبز به بازو سر و دست خویش می بندند و چهره شهر را یک پارچه متوجه عظمتی قابل ستایش می کنند

امروز نیاز و احتیاج بزرگ جنبش سبز برای ادامه حیات همان چیزی است که جنبش سنبل آن را بر دوش نهاده است آرامش

امروز و در شرایطی که نظام حاکم انغریب در حال فرو ریزی و فرو پاشی است آنچه بیشتر از قبل باید بدان توجه کرد نیازمندی معترضین به آرامش است عدم آرامش و نبود آرامش باعث بروز رفتارهای احساسی و هیجانی خواهد شد رفتارهایی که عقل در به ثمر رساندن آن چندان نقشی نخواهد داشت و تنها جناح حاکم از آن سوء استفاده خواهد کرد

امروز بخش کثیری از جامعه به دلیل سرکوب وحشیانه و ددمنشانه حکومت بسیار عصبانی و ناراحت هستند بسیاری از عزیزان ما در مقابل چشمان ما جان خود را تقدیم این آب و خاک کرده اند بسیاری از مادران و خانواده آنها همچنان تنشان از داغ استبداد سرخ  است و بسیار از عزیزانمان در بند استبداد اسیر شده اند ولی با زهم با این شرایط آنچه امروز برای ایران ایرانی لازم است آرامش و تفکر است

جناح مقابل و حکومت نا فروغ ایران چندان به هم ریخته و در حال انقباظ است که از رسانه ای در آن سوی دنیا می ترسد پول خرج می کند پارازیت می اندازد که مردم آن اخبار را نشنوند کسانی که با آن خبر گزاری مصاحبه می کند را بازداشت می کند همایش برگذار می کند مستند می سازد رسانه ای که بزرگترین صدای مخالفین در زمان انقلاب بود حال حکومت از رسانه ای که زمانی از آن بهره برده است امروز می ترسد!! آنقدر حکومت و دولت تضعیف شده است که از حجوم مردم به سمت شبکه اجتماعی و مجازی در هراس است و مردم را به استفاده از آنتی پروکسی!! تهدید می کند!! دولت آنقدر تضعیف شده است که خارج کردن پول از بانک ها آن را به زانو در می آورد
حال این دولت در کوشش برای هدفمند کردن یارانه ها ندانسته یا دانسته !! با تبر به جان خویش افتاده است به حتم فشار شدید اقتصادی بعد از سال 88 باعث می شود که گستره معترضین افزایش کند و عده ای که امروز برای منافعی اندک به هواداری دولت بلند شده اند نیز بر گشته و به صف معترضین بپیوندند

حال در این شرایط و اوضاع دولت سعی در ایجاد اختلاف و میان جنبش صلح جو و آرام ایران را دارد بسیاری از طرفداران جنبش سبز با افکار آقایان کروبی و موسوی و خاتمی موافق نبوده و نیستند فکر و عقیده اشان محترم و ارزشمند است و بسیاری از این طرفداران علاقه مند به اینان و طرفدارا این اقایان هستند و حال برخی از اخبار و گفته ها که باعث آن خبر گزاری فارس بود باعث شد تا بعضی موضع گیری ها نسبت به آقای کروبی صورت گیرد که اکثراً از خارج ایران به گوش می رسید ولی این گفته ها و این اظهارات باعث می شود تا روزنامه کیهان که در زمان انقلاب 57 نیز موضع مشکوک و قابل توجهی داشت تیتری با عنوان کوچه بن بست بود دنده عقب گرفتند چاپ نماید این چه کیهان چه می نویسد و خوانندگان آن چه کسانی هستند برای همگان مشخص است ولی توقع از طرفداران جنبش سبز این است که کمی آرامش را حفظ نمایند و این عصبانیت و خشم خود را بر کسانی که هم دوش هم ایستاده اند روا ندارند شاید بسیاری از خواسته های شما و آقایان یکی نباشد و نیست ولی امروز هدف اصلی و کلی همه ما یک چیز است اعتراض به شرایط موجود و سلب آزادی و امنیت و عدم مشروعیت دولت و..

راه رسیدن به اهداف علاوه بر آنکه باید ارگانیک و سازمندهی شده باشد باید پله به پله و آرام آرام دنبال شود حرکات هیجانی و رفتارهای تند و انقلابی نتیجه اش را در انقلاب 57 دیده ایم و به مانند رگبار تند بهاری زود خاموش می شود دولت و نظام شرایط خوبی ندارند و مردم خوب به اعتراضات مدنی خود ادامه می دهند و این اوضاع به نفع مردم و به زیان حکومت است اتحاد و همبستگی و وحدت کلمه بزرگترین  راه کار پیش روی ماست

امروز وظیفه من وظیفه تو وظیفه ما و وظیفه همه بلند کردن پرچم سبز صلح و آرامش است
آنچه دولتیان را سخت ملتهب می کند اتحاد و همبستگی است یکی از کارشناسانی که زیاد صحبت می کند و بسیاری او را دوست دارند حرف خوبی می زند و می گوید اختلاف ما با یکدیگر بعد ها در سر صندوق رای حل خواهد شد امروز باید دست یکدیگر را بگیریم و به یاد ندا ها و سهراب ها و به خاطر توکلی ها و تاج زاده ها و زید آبادی ها هرچه داد داریم بر سر استبداد بزنیم نه بر سر یکدیگر

اگر سبز هستید اتحاد را فراموش نکنید تا با آرامش به استقبال دولت ناآرام برویم

نقد شریعتی، یا خصومتی برگرفته از منافع دولتی (2)

2010/01/26

شریعتیدر ادامه مطالبی که چندی پیش در مورد اختلافات شریعتی و مطهری ایراد شد مقاله «من متهم می‌كنم» از آقای حیدری در باب اختلافات روحانیت با شخص دکتر شریعتی و برخی از خصومت های شخصی که باعث برخی از جهت گیری ها می شود را انتشار دادم همچنین در آخر چند مقاله در همین باب و عکس نامه آقای مطهری به آقای خمینی در مورد شریعتی و نامه دکتر بازرگان که در مقاله آمده است و ضمناً مقاله ای در مورد شهادت دکتر شریعتی به نقل یکی از نزدیکان ایشان را گذاشته ام که می توانید مطالعه نمایید

محمد حیدری : «كوچك‌ترین گناه این مرد بدنام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاه‌های ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد [و] مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشته‌‌اند.»…«و خدا می‌داند كه اگر خداوند نبود از باب «ویمكرون و یمكر الله و الله خیر الماكرین» در كمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر سر روحانیت و اسلام می‌آورد.»

این سخنان، قضاوت آیت‌الله مرتضی مطهری در آستانه انقلاب 1357 و در نامه‌ای خصوصی به آیت‌الله خمینی درباره دكتر علی شریعتی است. او چنان از شریعتی برآشفته بود كه حتی از آن‌ را تدبیر خداوند می‌نامید.(متن كامل نامه را در شیخ شهید- انتشارات صدرا- صص39-46 ببینید) اما مگر شریعتی چه كرد كه علاوه بر روحانیون سنتی، دشمنی روحانیان نوگرا را هم به‌جان خرید؟ (ادامه…)

مهدی کروبی :احمدی نژاد را رئیس دولت این نظام میدانم

2010/01/25

سحام نیوز امروز در خبری از قول مهدی کروبی، محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخت آن هم به خاطر تنفیذ رهبری!

سحام نیوز: حسین کروبی فرزند مهدی کروبی در واکنش به خبر فارس نیوز به خبرنگار ما گفت: آقای کروبی گفتند من کاملا بر این عقیده که در انتخابات تقلب روی داده و شبهه انگیز بوده محکم ایستاده ام و اعتقاد دارم در شمارش آراء کاملاً دخالت شده است. لیکن چون آقای خامنه ای حکم آقای احمدی نژاد را تنفیذ کردند به همین خاطر وی(احمدی نژاد) را رئیس دولت این نظام میدانم.

گویا نظر رهبری در مورد تعیین مواضع خواص کار خود را کرده است و خواص در حال روشن سازی مواضع خود هستند

چندی پیش محمد خاتمی نیز در نامه ای به رهبری گفته است

بر اساس گزارش ایراندخت، خاتمی در نامه خود به مقام معظم رهبری عنوان کرده که جریان اصلاح‌طلب و ما، دولت موجود را به رسمیت می‌شناسیم اما باید جلوی تندروی‌ها را گرفت. تندروی هم در این سو وجود دارد هم در آن سو.

در بخشی دیگر از نامه خاتمی آمده است: یک عده هستند که نمی‌خواهند کشور آرام باشد. افراط به نام حکومت و نظام سم مهلک است و حرکت در چارچوب قانون و منطق و محدود ساختن افراط و تفریط‌ها مشکل را حل کرده و جامعه را به سوی آرامش سوق خواهد داد.

ولی آنچه باید همگان بدان توجه نمایند این است که امروز وبلاگ فرزند خوزستان سخنانی را از مهدی کروبی نقل کرده است که برخی از آنان قابل توجه است

« اطمینان داشته باشید که ما ایستاده ایم و از حقوق مردم که جزء خواسته های اصلی انقلاب اسلامی بوده است و اصلاحات عقب نشینی نخواهیم کرد ؛ اسلام اجازه عقب نشینی از حقوق مردم را به ما نمی دهد ، من همانطور که بر اصل دفاع از استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی و حاکمیت قانون اساسی پای می فشارم در عین حال پیگیر رفع مظالم از حقوق از دست رفته فعالان سیاسی و نیز دفاع از حقوق تمامی شهروندان در سراسر کشور خواهم بود ؛ کروبی اهل سکوت نخواهد بود . »

و همچنین در جای دیگر می گوید

وقتی می شنوم ، با کسانی که در مسیر انقلاب ، نظام و دفاع از حق مردم این گونه ناعادلانه برخورد می شود بسیار متاثر می شوم ؛ من برای پرداخت هزینه های بیشتر ایستاده ام و از سرزنشها و فشارها باکی نخواهم داشت . »

و در آخر هم می گوید

« اطمینان داشته باشید اوضاع چنین نخواهد ماند و بالاخره ناگزیر خواهند شد حرفها و خواسته های مردم را بشنوند ، و کسانی که در درون حاکمیت برای حذف مردم نقشه ها می کشند راهی جز پذیرش حاکمیت واقعی رای و خواسته مردم را نخواهند داشت . »

این حرف های دو پهلو در چند رسانه متفاوت خیلی فریاد بلندی برای شنیدن فشارها بر روی مهدی کروبی می باشد

محاربه در فتوای استاد

2010/01/25

دکتر محسن کدیوربسیار از اتفاقات اخیر ، احکام و برچسب محارب که به برخی از معترضین در حوادث اخیر زده اند ناراحت بودم که چندین روز وقت گذاشتم و به بررسی آرا و همچنین شان نزولات آیه محاربه پرداختم آیه ای که باعث شده است تا بعضی از جاهلان تاریخ از آن سوء استفاده نمایند بسیار مطالبی کامل و جامع از تفسیر المیزان و شان نزولات ارائه شده بدست آوردم و همه را جمع آوری کردم تا انتشار دهم این شبه مقاله آقای کدیور را گذاشتم که در انتها و برای جمع بندی نهایی بخوانم و متن را انتشار دهم ولی انقدر کلام استاد منتظری کامل و صریح بود که کلام ابتر و و ناقص من همچون ماهی بی جانی در دستانم جان داد از این رو کل متن را که قبلاً در جنبش راه سبز انتشار یافته بود اینجا می گذارم و سعی میکنم که خلاصه ای مفید و کامل از آن تهیه کنم که شاید بدلیل وسعت مطلب و حساسیت آن کامل و جامع باشد و به دلیل حجم بالای آن  از حوصله خارج باشد و عزیزان نتوانند کل متن را مطالعه نمایند (ادامه…)

بازهم حادثه، بعد از قطار هواپیما و بعد از هواپیما….. و بعد ….

2010/01/24

امروز صبح با خبر سقوط هواپیما توپولف به شماره پرواز 6437 شب گذشته از آبادان به مشهد پرواز می کرد آغاز شد تازه داشت غم از دست رفتن عزیزان و شوک واژگون شدن قطار ایران فراموش می شد که توپولوف دیگری حادثه آفرید

خبر گزاری ایلنا: هواپيماي توپولوف متعلق به شركت هواپيمايي تابان ساعتي پيش در فرودگاه مشهد دچار حادثه شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، بنا به گفته و تائيد يك مقام آگاه قسمت انتهايي اين هواپيما در هنگام فرود در فرودگاه هاشمي‌نژاد مشهد دچارمشكل شده و 42 نفر ازمسافرين هواپيما بر اثر اين حادثه مجروح شده‌اند.
عرفانيان مدير حوادث غير مترقبه استان خراسان رضوي در اين باره گفت: يك سوم انتهاي هواپيما از بين رفته و دچار آتش سوزي شده است.
وي ادامه داد: در حال حاضر هواپيما از روي باند خارج شده است و عمليات پروازي به اين دليل و همچنين مه گرفتگي فرودگاه متوقف شده است.
اين هواپيما 157 مسافر و 13 خدمه پروازي داشته است.
در اين رابطه تلاش خبرنگار ايلنا براي كسب اطلاعات بيشتر در اين خصوص از طريق مسوولان سازمان هواپيمايي و همچنين مسوولان فرودگاه مشهد به نتيجه نرسيده است.

ولی نکته جالب در ابن احوالات خبر، خبرگزاری مهر می باشد متن خبر به قرار زیر است

مشهد – خبرگزاری مهر: مدیرکل فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد گفت: کم توجهی خلبان به دید کم باعث سانحه هوایی امروز پرواز شماره 6437 مشهد – آبادان شد.

به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، محسن اسماعیلی دقایقی پیش در جمع خبرنگارن افزود: هواپیما توپولف به شماره پرواز 6437 شب گذشته از آبادان به مشهد پرواز می کرد که به دلیل دید کم خلبان در اصفهان فرود می آید.

مدیر کل فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد اظهار داشت: با شرایط دید کم و عدم توجه خلبان به این شرایط و در عین تذکرات برج مراقبت هواپیما در حال فرود، دچار آتش سوزی می شود.

اسماعیلی افزود: با اینکه برج مراقبت به خلبان تذکر می داد ولی خلبان با مسئولیت خود با اظهار اینکه مریض بد حال دارد در مشهد فرود می آید که البته این مسئله دچار آتش سوزی می شود.

وی تصریح کرد: برج مراقبت در زمان فرود هواپیما آتش سوزی را مشاهده و زنگ خطر را روشن می کند و در این لحظه بلافاصله آتش نشانی در محل حاضر می شود و البته حدود پنج دقیقه از آغاز تخلیه مسافران هواپیما شعله ور شده است.

ولی خبر گزاری ایلنا روایت دیگری از حادثه نقل می کند و می گوید

«شنيده‌ها حاكي از ان است كه ماشين آتش‌نشاني كه در محل حادثه حاضر شده است، از تجهيزات لازم براي محار آتش برخوردار نبوده است و با كمك حاضران در محل و با روش‌هاي ابتدايي محار آتش اتفاق افتاده است.
در همين رابطه رئيس اورژانس كشور گفت: 42 نفر مصدوم از مصدومان سرنشين هواپيماي توپولف در مشهد به بيمارستاهاي اطراف منتقل شدند و هنوز اطلاعاتي از تعداد كشته شده‌ها نداريم.»

حال باید از مسئولین ایران پرسید مقصر کیست؟؟؟

آیا دولت و نظام از عملکرد وزیر راه و ترابری راضی است 3 حادثه هوایی و 2 حادثه زمینی و چند ده حادثه گزارش نشده

نمایندگان مجلس، دولت محترم و برخی از آقایان در مقابل پرسش های مردم و نگرانی آنان برای سفر باید پاسخ گو باشند به جای آنکه عامل را نیروی انسانی معرفی کندد به درون نگاه کنند و ریشه یابی کنند که چرا چونین می شود؟

نقد شریعتی، یا خصومتی برگرفته از منافع دولتی (1)

2010/01/24

شریعتیدر جنجال های انقلاب و آغاز روشن فکری دینی بعضی از آقایان که خوب موج سواری می دانستند بر اریکه قایق عالمان این کشور سوار شدند و بعد از چندی که آنان باید از جامعه حذف می شدند بر سر کار آمدند و عاقبتش را امرو شاهدیم من این آقایان را که جاهلان تاریخ می نامم به خیال خود در زمانی توانستند برای خود مشروعیت کسب کنند و با تخریب عده ای سعی در خرید آبرویی برای خود کردند آبرویی که تاریخ وام دار آن نخواهد بود  ولی سوال اصلی این است که آیا نقد یک روشنفکر – روشنفکری که بزرگان فلسفه و دانش دنیا حامی آن بودند- باید به گونه علمی صورت گیرد یا از روی تحولات شکم و فشارهای روحی یا درونی؟

برخی از اظهار نظر های آقای مطهری بسیار مشکوک و شاید تاسف بار است و همچنین می تواند برخی از اتفاقات را به برخی از جریان ها ربط داد من در اینجا سعی ندارم کسی یا گروهی را متهم به اقدامی نمایم ولی مطالب بسیار قابل تامل است

در این بخش مقاله ای را که دوست عزیز آقای پویا به نگارش در آورده اند در باره بعضی از تفکرات!! آقای مطهری راجع به دکتر شریعتی و حرف هایی که بعضی از آنان بسیار درد آور است را مطالعه می نمایید (ادامه…)

دکتر بهشتی در زندان دچار حمله قلبی شد

2010/01/21

به نقل از سایت کلمه: سید علیرضا حسینی بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی در زندان اوین دچار حمله قلبی شد .

به گزارش کلمه فرزند شهید بهشتی که در بیست و سومین روز بازداشت  به سر می برد در اوین  دچار حمله قلبی شد.دکتر بهشتی در هفته اخیر مبتلا به سرما خوردگی شدید در زندان شده بود با چنین وضعیت جسمانی مسوولان، فرزند شهید بهشتی را در حالی که پیژامه زندان و دمپایی پلاستیکی برپا داشت و محاسن اش بلند و آشفته بود ، به شعبه امنیت دادگاه انقلاب برده و  دقایقی طولانی در انتظاربازپرسی به سر برد.

دکترعلیرضا بهشتی (فرزند شهید آیت الله بهشتی از بنیانگزاران جمهوری اسلامی)، سه هفته پیش در دانشگاه تربیت مدرس بازداشت شد و در تمام این مدت، از همه حقوق قانونی خود محروم بود و حتی موفق به ملاقات با وکیل و خانواده اش نشد.

مشاور ارشد میر حسین موسوی  در تماسی که با خانواده خود داشته از رفع حمله قلبی و بهبودی نسبی خود خبر داده است.مسوولان زندان گویا هنگام رخ داد این مشکل  قلبی دکتر بهشتی را به بهداری اوین منتقل کرده اند.

نوروز هم گزارش داده است:دکتر علیرضا بهشتی در تماس با خانواده خود اعلام کرد که هفته گذشته در زندان دچار حمله قلبی شده است و با وجود وضعیت نامناسب جسمی، وی همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود.

دکتر بهشتی در تماس تلفنی با خانواده خود که پس از یک هفته بیخبری صورت می گرفت، اعلام کرده که حال جسمی او اصلا مساعد نبوده به همین دلیل شرایط برقراری تماس با خانواده خود را نداشته است.

با اینحال بنا به گفته خانواده وی، فرزند شهید بهشتی از روحیه خوبی برخوردار بوده است.

در دلی با خوانندگان همراه شو عزیز

2010/01/21

همراه شو عزیز مدت کمی است که بعد از وقایع عاشورا شروع به کار کرده است هر روز و هر لحظه هدف این بود که در راستای پیشرفت کیفی و کمی فکری جامعه موثر باشد هدف این بود که دردی که امروز گرایبان مردم را گرفته است تسکین دهد هدف این بود که نوع نگاهی دیگر که نه از دین زده شده است و نه گرفتار دین باشد را ارائه دهد بر آن بودیم که به تندروی ها و خشونت ها پایان دهیم نوع نگاه این بود که نباید به زودی دل به آینده بست نباید هیجان زده شده همیشه سعی شد تا مطالب از افراط و تفریط بر حذر باشد و بدلیل برخی از مسائل امنیتی سعی شد که بی پروا سخن نگوییم سعی شد آن چیز که به درد امروز ایران می خورد را بر گزینیم اگر چه کم بود اگر چه کوچک و ناچیز بود ولی در همین زمان کم ، بارانی از توهین ها و حرفهایی که حتی یادآوری آنان درد آور است بر سر ما روانه شد و جالب است که اکثر این حرفهای گوهر باری که جان مارا نشانه گرفته بود همه از سوی جناح راست و طرفداران دولت و از شهر قم! بر ما نازل شد خوب مشخصاً با توجه به IP های مشخص شده در کامنت ها هویت و مکان زندگی این دوستان قابل شناسیی بود مگر همراه شو عزیز چه کرد و چه گفت و با که عناد داشت مگر جز نقد کوچکی از دین و سیاست بیمار ایران، تحلیل بر اخبار آن هم نه گسترده و فراگیر که مختصر و کوتاه و به بضاعت خودمان چه گفتیم که آنچنان حرف ها را باید بشنویم ولی با این حال بسیار خوشحالم که در مدت ناچیزی که از شروع فعالیت می گذرد خوانندگان زیادی داشتیم و محبت و لطف همه دوستان شامل حال ما شده است این فحش ها و ناسزاها نه تنها مارا در ادامه مسیر سرد نمی کند که امید بخش راه همین ناسزا ها است که چونین انسان هایی از ما به اینگونه عصبانی و ناخرسند هستند

همراه شو عزیز شروع شد تا همراه کند همین دوستانی را که هنوز چشمان و گوش ها و قلب هایشان بسته شده است و خود را یا عمداً یا سهواً به خواب زده اند در تمام این مدت سعی شد که به گونه ای سخن گفته شود که آن دوستان را جذب نماید و حرفی زده شود که شاید به دل آنان بنشیند و آنان را از جای بلند کند و بسیاری از دل مشغولی ها و ایده ها به دلیل شرایط بسته کشوری گفته نشد ولی باز چونین می شود و چونین می کنند و حرف از نطفه برون نیامده شلیک توپخانه بی نزاکت دشمن آغاز خواهد شد کاش مردم کمی تعقل می کردند

امروز و در حالی به سال 2010 میلادی ایستاده ایم که ادعای بشر گوش فلک را پاره کرده است بشر در آسمان ها جولان می دهد و فتح خورشید در سر دارد

ولی در روی زمین در همین جا نه چندان دور تر زلزله ای می آید و مردم برای گرسنگی به جان یکدیگر می افتند و همدیگر را برای لقمه ای نان می کشند این بشر با این همه ادعا و باد و…. نمی تواند به آنها کمک کند می خواهد، همگان بسیج شده اند، ولی نمی توانند غذایی به آنان برسانند الان در سال 2010 هستیم بشر آدم را همانند سازی می کند ولی نمی تواند به شهری در روی کره زمین به مردمی که بی خان ومان هستند البسه و مایحتاج اولیه برساند ای کاش بشر امروز درس می گرفت ای کاش می دانست که ابر قدرت هایی که باد در گلویشان چون گواتر به جلو آمده است در کار جهان مانده اند ما که هنوز اندر خم کوچه مستحبات دین گیر کرده ایم در مقابل دستشویی این پا و آن پا می کنیم هیهات که دوستان برای ما فحش می گذارند نام و نام خانوادگی خود را نیز با افتخار می نویسند و در سه خط ناسزا چهار غلط املایی دارند
کاش می دانستند که این روزها نیز بگذرد و آنچه می ماند آنچیزی نیست که اینان فکر می کنند

همراه شو عزیز تازه شروع کرده است و تازه نفس است و از ناسزاهای شما دوستان استقبال می کند و با تمامی این احوال فریاد می کند همراه شو عزیز

جنبش سبز در چهار راه جمهوری

2010/01/20

دکتر محسن کدیورمشورت با برخی دوستانی که در زندان بزرگ انتقال به زندان کوچک را انتظار می کشند، مشخص کرد که پاره ای مسائل مرتبط با جنبش سبز نیاز به تبیین و توضیح بیشتری دارد. به احترام آنان این سطور را قلمی می کنم، با تأکید بر اینکه این مقال تنها منعکس کننده دیدگاه شخصی من است و هیچ عزیزی را نه در داخل و نه در خارج نمایندگی نمی کند. این قلم از نقد صاحب نظران استقبال می کند.
اعتراضی که در پی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد 1388 آغاز شد، به زودی به جنبش عمومی اکثر ملت ایران بر علیه سیاستهای غیرمدبرانه نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد. با گذشت بیش از هفت ماه علیرغم سرکوب شدید و اعمال خشونت گسترده و موج فزاینده بازداشتها، کودتاگران هنوز موفق به مهار جنبش نشده اند. اعتراض عمومی در همان روزهای اول از تقلب نهادینه در آراء گذشت و دامان بالاترین مقام نظام را گرفت، تا آنجا که در تظاهرات یکی دو ماه اخیر دیگر کمترین اشاره های به مرد دروغگوی شهر شنیده نمی شود. شعارهای تظاهرکنندگان خیابانی بیش از همه شیوه دیکتاتوری و شخص دیکتاتور را نشانه رفته اند.
اکنون پرسش ملی این است: سطح مطالبات جنبش سبز تا کجاست؟ مردم چه می خواهند؟ رهبران چه می طلبند؟ آیا این مطالبات بدون اصلاح قانون اساسی میسر است؟ آیا بدون تغییر رژیم جمهوری اسلامی عبور از استبداد و خفقان ممکن است؟ پاسخهای مختلفی به این پرسشها داده شده است. فکر می کنم برای ایضاح بیشتر بناگزیر می باید بحث را در دو ناحیه متمرکز کنیم: مطلوبات و مقدورات. هر مطلوبی لزوما بالفعل مقدور نیست و برای رسیدن به آن باید تمهید مقدماتی کرد که لزوما خودش مطلوبیت ذاتی ندارد، اما در طریق مطلوب قرار می گیرد و ما را به آن نزدیک تر می سازد.  (ادامه…)

نا امنی ادامه دارد، دادستان خوی ترور شد

2010/01/18

خبر گزاری ایسنا و مهر در پی خبری از ترور  ولی حاج قلی زاده دادستان عمومی و انقلاب شهرستان خوی در مقابل درب منزل خود خبر داد این خبر توسط رییس دادگستری آذربایجان غربی تایید شد

وي گفت: تحقيقات در زمينه‌ بررسي علت و انگيزه‌ ترور و دستگيري عامل يا عاملان اين ترور ادامه دارد.

به تازگی در خوی شاهد اعدام تازه ای بودیم که باعث نا امن شدن محیط شهرستان خوی شده بود و از منابع ناموثقی به گوش رسیده است که دادستان پرونده مذکور اقای ولی زاده بوده است

خبر گزاری ایسنا مسئولیت ترور را به گروه پژاک نسبت داده است

این عمل از هر گروه و یا سازمانی که سر زده باشد محکوم است و شرایط امنیتی و قضایی را در ایران پیچیده تر می کند این حوادث را کسی مسبب است که مردم را به جنگ دعوت کرده است

لازم به ذکر است که هیچ شخص یا گروهی این ترور را تا حال به عهده نگرفته است

مارتین لوترکینگ: عطش ما به آزادى نباید با نوشیدن جام بیزارى و نفرت سیراب شود

2010/01/18

با اینکه روز ۱۵ ژانویه سالروز تولد این رهبر مقاومت مدنی می باشد، اما سومین دوشنبه از ژانویه هر سال در ایالات متحده «روز مارتین لوترکینگ» نامیده می‌شود و تعطیل رسمی است.

مارتین لوترکینگ جونیور متولد ۱۹۲۹، کشیش باپتیست مبارزی بود که بارها در راه مقاومت مدنی و گرفتن حقوق رنگین پوستان به زندان افتاد. او بدلیل آنکه در تمام طول مبارزات خویش، راهکار غیرخشونت آمیز را مانند مهاتما گاندی –رهبر انقلاب هند- پیشه خود ساخته و دیگران را به پایداری در مبارزه تشویق می کرد، اکنون بعنوان یکی از رهبران جنبش جهانی در راه آزادی و عدالت شناخته می شود. راهی که نلسون ماندلا آن را «راه دشوار آزادی» نام نهاده است. (ادامه…)


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.